مصاحبه با
نشريه سکولا
در رابطه با
پيروزى کمپين
عليه
دادگاههاى
اسلامى در
کانادا
٢٧ سپتامبر
٢٠٠٥
محمد
رضا پويا: هما
ارجمند با
تشکر از شما
که دعوت نشريه
سکولار جهت
انجام مصاحبه
را پذيرفتيد.
خوانندگان
نشريه در
شماره قبل در
جريان پيروزى
کمپين عليه
جريان اسلامى،
قرار گرفتند.
من همين جا به
شما تبريک
ميگويم.
بعنوان اولين
سوال، زمينه
هاى بروز
دادگاههاى
اسلامى در
کانادا چه
بود؟ قبل از
تلاش اينها
جهت برپايى
دادگاههاى
اسلامى،
وضعيت جريان
اسلامى در
جامعه کانادا
چه شکل بود؟
هما
ارجمند: با تشکر
متقابل از اين
که فرصتى داده
شد تا در مورد
کمپين عليه
دادگاههاى
اسلامى در
کانادا صحبتى
کرده باشيم.
در پاسخ به
اين که زمينه
هاى تحرکات
وسيع جريانات
اسلامى براى
ايجاد
دادگاههاى
مذهبى در
کانادا چه
بود، بايد
بگويم همان
زمينه هايى که
به اينها امکان
داد تا در
خاورميانه و
يا در افريقا،
هلند، انگليس
و يا فرانسه و
سوئد اين چنين
پاى مذهب و
بطور مشخص
اسلام را به
زندگى مردم،
دولت، آموزش و
پروش و سيستم
قضايى
بکشانند به
اينها امکان
داد تا در
کانادا نيز
اين چنين
تعرضى را به
سکولاريسم و
حقوق زنان
آغاز کنند.
عمدترين اين
زمينه ها را
ميتوان چنين
خواند. خلا يک
الترناتيو
راديکال و
انسانى در
مقابله با ستم
کشى مردم در
کشورهاى به
اصطلاح اسلام
زده،
تجاوزگرى
آشکار غرب به
اين کشورها،
سرکوبگرى
وحشيانه مردم
فلسطين توسط
اسرائيل و حمايت
غرب از آن،
وجود يک حکومت
اسلامى در يک
کشور بسيار پر
اهميت، يعنى
ايران، تبعيض
و محروميت
مردمى که به
کشورهاى
اروپايى و
امريکايى
مهاجرت کرده
اند و در کنار
همه اينها مماشات
دول غربى با
بخشى از
اسلاميها
براى مقابله
با آن بخش
تروريست و
وحشيتر،
سياست مولتى
کالچراليسم و
احترام به
فرهنگها را
ميتوان در اين
ليست قرار
داد. منتهى در
کانادا قانونى
نيز وجود داشت
بنام لايحه
حکميت (داورى)
١٩٩١ استان
انتاريو که
عملا اين
امکان را به
همه مذاهب و
از جمله
اسلاميها
ميداد که
دادگاههاى
موازى با
دادگاههاى
سکولار براى
رفع مسائل تجارى،
کسبى و
خانوادگى
داشته باشند.
و گروههاى
اسلامى به يک
معنى حتى دير
جنبيده بودند،
چرا که مذاهب
ديگر چون
يهوديها،
اسماعيليه ها
خيلى قبلتر
موسساتى را در
اين رابطه
تشکيل داده
بودند.
اين که
وضعيت جريان
اسلامى تا قبل
از کمپين وسيع
شان براى
بوجود آوردن
دادگاههاى اسلامى
چه بود، همين
قدر بگويم مثل
همه جا چون قارچ
در حال رويدن
بودند. بطور
مشخص اينها
چندين سازمان
پرقدرت دارند
که بعضا در
دولت نيز نفوذ
داشته، از
عربستان بطور
آشکارى
کمکهاى وسيع
ميگيرند. فقط
يک نمونه
بگويم اين است
که در سال
عربستان دهها
ميليون دلار خرج
ميکند تا نخبه
هاى اسلامى
وارد موسسات
عالى شد تا با
مدرک و کراوت
ارتجاع
اسلامى را در
همه زمينه ها
نسوخ دهند.
بنا به آمار
دولتى حدود
هفصد هزار
مسلمان در
کانادا زندگى
ميکند که ٦٠
درصد آن فقط
در استان
انتاريو بسر
ميبردند. دهها
مسجد در شهر
تورنتو است که
خيلى هم
فعالند و
اطراف آن
گتوههايى
ايجاد شده تحت
عنوان کمنيتى
اسلامى. مدارس
اسلامى دارند
و دختر و پسر
را در اين
مدارس جدا
کرده اند و حتى
خواهان بودجه
دولتى هستند
(چرا که
کاتوليکها از
حمايت مالى
دولتى
برخوردارند)
حجاب بر سر
کودکان
خردسال کرده
اند، در
موسسات آموزش عالى
و بعضى از
کارخانجات
نماز خانه زده
اند و حتى
مشاهده شده که
بعضى از
استخرهايى
عمومى را در
روزهاى معينى
به زنان
مسلمان اختصاص
داده که با
مردان قاطى
نشوند. در
مساجدى نيز
داوران
اسلامى در حال
حکميت در مورد
منازعات
خانوادگى
بودند.
محمد
رضا پويا: کمپين
بر عليه شريعه
به يک کمپين
بين المللى تبديل
شد. کمپين شما
نقش اساسى در
گسترش اين مبارزه
داشت. اما
جداى از اين
فاکتور، چرا
تلاش جهت
برپايى
دادگاههاى
اسلامى در
کانادا بسرعت
در کشورهاى
ديگر به مرکز
توجه تبديل
شد؟
هما
ارجمند: دو دليل
عمده را
ميتوان در اين
رابطه آورد.
اولا تقلاى
اسلاميها
براى شکل دادن
دادگاههاى اسلامى
همانطور که
گفتم جزيى از
يک تلاش
گسترده تر
براى تحکيم
موقعيت خود در
غرب بود. جنبش
اسلامى سياسى
امروز از چنان
تحرک وسيع
برخوردار است
که نه تنها
دولتمداران و
احزاب در قدرت
را نگران کرده
است بلکه مردم
عادى نيز از
گسترش نفوذ
آنان به وحشت
افتاده اند. اينها
نه تنها در
کمنيتهاى
(جامعه) مهاجرين
در حال نفوذ و
افشاندن بذر
تنفر نسبت به
ديگران،
تحميق و سرکوب
زنان، کودکان
و انسانهاى
سکولار در آن
و جمع آورى
نيرو و ايجاد
پشت جبهه قوى
براى گروههاى
و دولتهاى
اسلامى در منقطه
اند، بلکه با
بمبگذاريها و
ترورهاى هر از
چند گاهى، از
جمله بمب
گذارى در
اسپانيا،
لندن، قتل
ونگوگ و غيره
آسايش همه را
به همه زده
اند. از اين رو
امروزه هر
جريانى بخواهد
در مقابل
اينها بايستد
و با دفاع از
ترقى خواهى،
حقوق زنان و
حقوق کودکان
اينها را افشا
کند و
سرجايشان
بنشاند سريعا
مورد توجه و
حمايت قرار
ميگيرد. عامل
دوم خود ما
بوديم. کمپين
ما از همان
ابتدا خود را
يک کمپين بين
المللى اعلام
کرد و به سراغ
همه انسانهاى
آزاديخواه،
مدافع حقوق
زنان و سکولار
رفت. ما تاکيد
کرديم تلاش
اسلاميها
براى زدن
دادگاههاى شرعى
يک حرکت سياسى
و بين المللى
است و بايد با آن
در سطح سياسى
و جهانى
مقابله کرد. دنيا
اين را
ميدانست و به
راحتى به
کمپين ما لبيک
گفتند. ما بر
خلاف ديگر
نيروها در
کانادا که
قضيه را يک
امر محلى و
حقوقى
ميديدند از
همان ابتدا به
دنبال تمام
متحدين ما
رفتيم و اعلام
جنگ جهانى
عليه اين
دشمنان بشريت
داديم.
محمد
رضا پويا: به چه
ميزان در اين
کمپين مورد
حمايت قرار
گرفتيد؟ بعد
از پيروزى
کمپين و لغو
دادگاههاى
اسلامى عکس
العملها چه
بود؟
هما
ارجمند: ميزان
حمايت را از
اين که دولت
را مجبور کرديم
بعد از دو سال
مبارزه عقب
بنشيند
ميتوان فهميد.
اگر حمايت
همجانبه
مردم،
سازمانها
زنان و کارگرى
و مدافع حقوق
انسانها را در
مقياس گسترده
نداشتيم اصلا
نميتوانستيم
به اين زودى
موفق شويم.
کمپين حتى در
پارلمان،
دولت و احزاب
در قدرت نيز
نفوذ معنوى و
سياسى قويى
ايجاد کرده
بود. ١٧ زن نماينده
مجلس ايالتى
استان
انتاريو از
حزب ليبرال
(حزب در قدرت
هم در سطح اين
استان و هم در
سطح فدرال) از
٦ ماه پيش با
ما تماس گرفته
و ميخواستند
به آنها کمک
کنيم تا قرار
معينى را به
کنگره حزبى
خود برده تا
بخش داورى
مذهبى را از
لايحه ١٩٩١
حذف کنند. ما
سه ماه پيش يک
ائتلاف بزرگ
در سطح استان
که شامل بيش
از ٥٠ سازمان
و نهاد بزرگ و
مهم بود حول اين
مسئله تشکيل
داده بوديم.
ميتوانيد به
سايت ما
مراجعه کنيد و
تنها به بخشى
از نامه هايى حمايتى
نگاهى
بياندازيد تا
به گستردگى و
عمق حمايت
مردم از کمپين
ما پى ببريد.
اما اين که بعد
از پيروزى
کمپين عکس
العملها چه
بوده، روشن
است که
اسلاميها و
ديگر گروههاى
مذهبى را
شديدا خشمگين
کرد و دست به
يک ضد حمله
وسيع
تبليغاتى
زدند. فورا
کنفراسى براه
انداختند و
درصدد
برآمدند که يک
ائتلاف با
ديگر گروهها
بر عليه ما و
دولت راه
بياندازند.
اما عملا فقط
خودشان را
توانستند جمع
کنند. تا
آنجايى که به
احزاب حاکم
برميگردد، دو
حزب ديگر در
قدرت، يعنى
حزب
نيودموکرات و
حزب کنسرواتيو،
هر چند به
دولت
انتقاداتى
داشتند ولى
مخالفت اساسى
با اين تصميم
که دادگاههاى
اسلامى نبايد
وجود داشته
باشند،
نداشتند.
بيشتر انتقادات
شان به اين
برميگشت که
چزا اينقدر
ليفت دادند و
يا چرا با
آنها مشورت
نکردند و يا حتى
چرا قالى را
از زير همه
گروههاى
مذهبى برداشتند
و از اين نوع
انتقادات.
اما تا
جايى که به
مردم
برميگردد
جشنى بپا شد. منظورم
نه جشنى است
که کمپين ما
در هفته بعد راه
انداخت. بلکه
خوشحالى و
شاديى است که
مردم با اين
پيروزى از خود
نشاندادند.
بيش از هزار اى
ميل و تلفن
داشتم (بخشى
از اى ميلهاى
تبريک را ميتوانيد
در سايت نه به
شريعه
بخوانيد) در
تصورم
نميگنجيد که
اين چنين مورد
لطف و حمايت
مردم قرار
خواهم گرفت.
ميگفتند
نبايد ميدان
را خالى کنيم.
هنوز جبهه هاى
ديگر است که
بايد به جنگ به
اسلاميها رفت.
ميگفتند در دو
دهه گذشته اين
چنين نبردى
جنبش زنان به
خود نديده
است. سايت ما
در ماه اوت
بيش از ١٣
هزار مراجعه کننده
داشت و در ماه
سپتامبر بيش
از بيست هزار
نفر. و به گفته
يکى از دست
اندر کاران
انتيرنتى،
سراغ نداشت
سايت سکولارى
را که اين همه
بازديد کننده
داشته باشد.
محمد
رضا پويا: بحث
حضور اسلام
سياسى در
اروپا بعد از
واقعه بمب
گذارى لندن
بشدت بالا
گرفت. افرادى
که در اين بمب
گذاريها شرکت
داشتند کسانى
بودند که در
انگليس بزرگ
شده بودند.
بنظر شما چه
عواملى و
زمينه هايى
باعث ميشود که
جريان اسلامى
بتواند در
جوامع
اروپايى
سربازگيرى کنند؟
هما
ارجمند: همانطور
که در پاسخ به
سوال قبلى شما
گفتم. دولتها
و احزاب سياسى
در غرب از
يکطرف با
مماشات خود با
گروههاى
اسلامى و باز
کردن همه درها
تحت عنوان
احترام به
فرهنگهاى
مختلف و مولتى
کالچراليسم
بروى اين
جريانات
بيشترين نقش
را در تقويت
اسلاميها
داشته اند. از
طرف ديگر با
تشويق در
بوجود آوردن
گتوهاى قومى،
مذهبى و
فرهنگى در بين
مهاجرين کشورهاى
اسلامى زده
مردم،
جوانان، زنان
و کودکان را
به مرسى سران
مذهبى و
دستجات ملى و
قومى سپرده
اند. دولتها
ظاهرا هيچ
مشکلى
نداشتند از
اين که قتلهاى
ناموسى در اين
گتوها روى
ميدهد و يا
دختر بچه ها
را با سرکردن
حجاب از يک
زندگى
کودکانه
محروم ميکنند
و يا با گشودن مدارس
اسلامى
خرافات را در
بين کودکان
ميگسترانند.
از طرف ديگر
خود جريانات
اسلامى با تجربه
اى که در
ايران،
فلسطين و ديگر
منطق بحران زده
و بدون يک
الترناتيو چپ
و انقلابى قوى
کسب کرده اند،
ميدانند که
براى نفوذ در
بين مردم
محروم که
طبعتا بخش
اعظم مهاجرين
در اروپا را
شامل ميشود،
تنها به مظلوم
نمايى و بلند
کردن علم
مبارزه عليه
تبعض و
نژادپرستى و يا
حمايت از مردم
محروم فلسطين
و افغانستان و
غيره است،
اتکا کنند.
کارى که ظاهرا
اينها خيلى در
آن ماهر
هستند. اين
راه هم اضافه
کنم سرمايه
هاى کلانى که
دول اسلامى
اين روزها خرج
تبليغات و
گشودن مساجد،
مراکز و
موسسات خدماتى
براى "مردم
مسلمان"
ميکنند نبايد
اصلا ناديده
گرفت. خلاصه
کنم از يک طرف
اتخاذ سياست
راست در
مواجهه با
مهاجرين در
غرب، تهاجم به
سطح زندگى
کارگر و مردم
زحمتکش و
بلطبع
مهاجرين،
تبعيض و بى
عدالتى در
مورد پناهندگان
و مهاجرين و
حول دادن آنان
به انزوا و
گتو بستر
مساعدى را
براى قدرت
گيرى جريانات
اسلامى فراهم
کرده است.
نفوذى که بدان
درجه رسيده که
ميتوانند
جوانانى را
براى خون
خواهى از مردم
عراق و يا
فلسطين به تکه
و پاره کردن
خود تشويق
کنند. و کمپين
ما تنها در يک
عرصه توانست
اينها را به
عقب براند و
بايد با ادامه
کار و با اتکا
به
دستاوردهاى
حاصله
گامهايى بزرگى
براى به شکست
کشاندن کامل
ارتجاع مذهبى
و در راس آن
اسلام سياسى
برداشت.